جهاني شدن و چالشهاي فراروي مديران 17 ص doc

دانلود جهاني شدن و چالشهاي فراروي مديران 17 ص doc

🔹 بهترین کیفیت

🔹 قابل ویرایش

🔹دانلود با لینک مستقیم و سریع

🟢 پشتیبانی 24 ساعته

جهاني شدن و چالشهاي فراروي مديران 17 ص doc

جهاني-شدن-و-چالشهاي-فراروي-مديران-17-ص-docلینک و خرید پایین توضیحات
دسته بندی : وورد
نوع فایل :  word (..doc) ( قابل ويرايش و آماده پرينت )
تعداد صفحه : 13 صفحه

 قسمتی از متن word (..doc) : 
 

1
‏جهاني شدن و چالشهاي فراروي مديران
‏مقدمه
‏امروزه‏ درحال گذر از جامعه صنعتي و ورود به جامعه اطلاعاتي هستيم. بشر امروز، هزاره سوم را درحالي آغاز كرد كه پيشرفتهاي اعجاب آور علمي و فني وي را احاطه كرده است. فناوري اطلاعات بنيانهاي جامعه صنعتي را سست كرده تا ستونهاي جامعه اطلاعاتي را برپا كند. همانگونه ‏كه‏ گذر از عصر كشاورزي و ورود به عصر صنعت، چالشها و مشكلاتي را براي بشر به وجود آورد گام نهادن به عصر اطلاعات نيز براي بشر چالش زا خواهد بود اما اين بار بشر مي بايست با چالشهاي عميق تر و قدرتمندتر دست و پنجه نرم كند.‏ عصر اطلاعات نيازمند سرعت، انعطاف پذيري، ‏نوآوري‏ و… است و سازمانهاي اين دوره نيز بايد بدين موضوع توجه كنند.
‏تنها‏ عامل موفقيت سازمان در عصر اطلاعات كاركنان و مديران آن هستند. مديران اين دوره نيازمند هوشمندي، تخصص و ديد وسيعتري براي مقابله با چالشهاي فراروي خود خواهند بود. در اين مقاله سعي شده است تا با شناسايي و تشريح اين چالشها، مديران را هرچه بيشتر با اين چالشه‏ا‏ آشنا ساخته و به آنها در رويارويي با اين چالشها كمك كند.
‏چالشهاي‏ مديران در قرن 21
‏مجله‏ هاروارد بيزينس ريويو به مناسبت هفتادمين سالگرد انتشار خود، از پنج تن از متفكران و نظريه پردازان مشهور اين سوال را پرسيده است كه: چه مشكلات و چالشهايي براي ورود به قرن 21 درحال شكل گيري است؟ در پاسخ به اين سوال، هيچ كدام از اين متفكران، چالشهاي ورود به قرن 21 را از نوع چالشهاي فني ندانسته اند. بلكه عمدتاً ابراز كرده اند كه اين چالشها، از نوع چالشهاي فرهنگــــــي است. پيتر دراكر در اين مورد مي گويد: در مقولات انساني نظير امور سياسي، اجتماعي، اقتصادي و يا كسب و كار، پيشگويي كاري است بيهوده، چه رسد به اينك‏ه‏ بخواهيم چشم انداز هفتاد يا هشتاد سال آينده را تصور كنيم. مي توانيم از طريق گذشته، هم آينده را شناخت و هم براي رويارويي با آن آماده شد.
‏عامل‏ كسب و كار در دو دهه اخير، به شرطي كه جنگي درميان نباشد و… نه اقتصادي است و نه تكنولوژيك، بلكه اين عامل به اثر جمعيت مربوط مي شود. مهمترين و اثرگذارترين عامل در كسب و كار، برخلاف چيزي كه در چهل سال گذشته گفته شده است، افزايش بي رويه جمعيت نيست، بلكه ‏كاهش‏ فراگير جمعيت در ژاپن، اروپا و آمريكا است. براساس پيش بيني اتحاديه اروپا، جمعيت 60 ميليوني ايتاليا در پنجاه سال آينده به چهل ميليون و درصد سال آينده به بيست ميليون نفر كاهش خواهديافت.
3
‏يكي‏ از راههاي حفظ پايگاه رقابتي براي كشورهاي گوناگون، تبديل برتري كمي به برتري كيفي است. معناي ديگر اين حرف تلاش نظام يافته براي پرورش كارگران دانشي (KNOWLEDGE WORKER‏)است. البته اين يگانه عامل رقابتي در دنياي اقتصاد نخواهدبود اگرچه در بسياري از صنايع كشوره‏اي‏ پيشرفته، عامل تعيين كننده است.
‏سازمان‏ همواره نيازمند كسب اطلاع درباره رويدادها و شرايط محيط است. اطلاعاتي درمورد مشتريان، فناوريها و رقباي جديد و… بايد كسب گردد. فقط با اين مجموعه اطلاعات، كسب و كار خواهد توانست منابع و دانش خود را براي حداكثر بهره تخصيص دهد و خود را آماده رويارويي با چالشهاي برخاسته از دگرگونيهاي ناگهاني در جهان اقتصاد و ماهيت و محتواي دانش كند. توسعه شيوه هاي صحيح گردآوري و تحليل اطلاعات بيروني به طور روزافزوني، چالش عمده كسب و كار و كارشناسان اطلاعات خواهدشد.
‏دانش،‏ منابع را متحرك خواهدكرد. كاركنان علمي برخلاف كارگران توليد، مالك ابزارهاي توليد هستند. آنها دانش خويش را با خويش جابجا مي كنند، بنابراين، مي توانند آنها را با خود ببرند. از سوي ديگر، نيازمنديهاي علمي سازمانها، پيوسته درحال تغيير است. درنتيجه، در كشور‏هاي‏ پيشرفته شمار روزافزوني از نيروي كار ارزشمند و با حقوق بالا شامل كساني خواهندبود كه به معني سنتي نمي توان آنها را اداره كرد. در بسياري از موارد، نمي توان آنان را از كاركنان سازمانهايي دانست كه براي آن كار مي كنند، بلكه بايد آنها را پيمانكاران، كارشناسان‏،‏ مشاوران، شركاي سازمان قلمداد كرد. شمار روزافزوني از اين افراد، خود را به واسطه دانشي كه دارند متمايز مي كنند، نه به واسطه سازماني كه از آن پول مي گيرند. لذا مفهوم نيروي كار پويا (DYNAMIC WORKFORCE‏) نيز دگرگون مي شود. محيط رقابتي با ظرافت خاص و با سطح بال‏ايي‏ از عدم اعتماد درحال تغيير است؛ و اين به معني تغيير دائمي استراتژي هاي رقابتي است. در چنين محيطي به يك روش پويا براي فرموله كردن استراتژي و اجراي آن مورد نياز است و اين خود يكي از چالشهاي فراروي مديران در قرن 21 است.
‏فرموله‏ كردن و اجراي استراتژي، زماني حالت پويا به خود مي گيرد كه به عنوان يك فرايند متمركز تلقي نشود، بلكه جزئي از فرايند مداوم يادگيري به حساب آيد؛ به گونه اي كه استراتژي هاي عملياتي و پشتيبان در امتداد يكديگـــــر باشند. روند تمركززدايي در برنامه ريزي ساز‏مانها‏ در سراسر جهان بيانگر ميزان اهميت روش پويا است.
‏درحالي‏ كه تغيير پي درپي استراتژي در سازمان، سرعت بيشتري نسبت به فرايند فرموله كردن و اجراي استراتژي دارد، اين خطر نيز وجود دارد كه سازمان بخشي از قدرت رقابتي اش را از دست دهد و نتواند از منابع سازمان، استفاده بهينه به عمل آورد. بنابراين، بايــد بين اين دو

 

 فایل